تبليغاتX
آیه های هدایت - رهبر و فرمانده بمثابه پدري دلسوز و مهربان

 

رهبر و فرمانده بمثابه پدری دلسوز و مهربان

 

 

 

 

 

فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَّظاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَ اْنْفَضّوُا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُم وَشاوِرهُمْ فِي الاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي اللهِ اِنَّ اللهِ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ

 159  (آل عمران)

 

« اي پيامبر رحمت ، تو به بركت رحمت الهي در برابر آنان  ]مردم [ نرم و مهربان شدي و اگر خشن و سنگدل بودي از اطراف تو ، پراكنده مي شدند پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب و در كارها با آنان مشورت كن اما هنگامي كه تصميم گرفتي برخدا توكل كن زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد »

 

 

 

    آيه هاي هدايت                                                  7                        

 

      8                                                   آيه هاي هدايت                         

     يكي از مسائلي كه از اولين روز حضور در پادگان، مرا به شدت آزارم مي داد نوعي بدبيني ،وحشت و ترسي بود كه نيروها چه پرسنل كادر و چه وظيفه از فرماندهي گردان در اذهان خويش مجسم ساخته بودند و اولين توصيه اي كه از جانب دوستان جديدم، نسبت به رعايت آن موظف گرديدم اين بود كه نبايستي جلوي فرماندهي تابلو شوم و هر مقداركه در توان دارم از وي دوري بجويم چيزي خود به كرات شاهد بودم كه بارؤيت فرماندهي و يا ماشين فرماندهي ، پرسنل تلاش مي كردند تا از ناحيه شعاع ديد وي در امان بمانند ، تاجائيكه حتي فرماندهي گروهانهاي مختلف و روساي اركان نيز جز در شرايط اضطرار به خود جرأت       نمي دادند تا با وي رودررو شوند لذا از آياتيكه بيشتر اوقات به تلاوت آن مي پرداختم آيه 159 سوره آل عمران بود . آياتي كه پس از جنگ احد و نافرماني و عدم انضباط نظامي تعدادي از سربازان اسلام در ترك گردنه احد نازل شد و به وي دستور داد تا همه سربازان خاطي را مورد عفو و رحمت خويش قراردهد .در اين آيه به يكي از صفات مهم كه درهر رهبر و فرماندهي لازم است باشد اشاره شده و آن ، مسأله گذشت ، نرمش و انعطاف در برابر كساني است كه تخلفي از آنها سرزده و بعداً پشيمان شده اند چراكه اسلام دين رفق، مدارا ولينت است ، آئين عشق ، محبت و كرامت است جامعه اسلامي، جامعه جذب ، هدايت ،  اخوت و رحمت است نه جامعه غلظت ، تندي ، سنگدلي ، خشونت ، نفرت ،پرخاشگري ، بدگماني ،طرد و خصومت !! اولين شرط مديريت در جامعه اسلامي محبت و سعه صدر است زيرا محبت روح خدا در كالبد جامعه است و به فرموده امام علي ( ع)، وسيله رهبري گشادگي سينه است .

    نكته اي كه رهبران ، مديران و فرماندهان نظام اسلامي بايستي آويزه گوش خويش سازند اينست كه فرماندهان و رهبران به مثابه پدران دلسوز و مهرباني هستند كه زيردستان ،رعيت و بالاخره سربازان با ديدن ايشان روحيه و نيرو گرفته ، اعتماد به نفسشان مضاعف مي گردد و ايشان را به عنوان پناهگاه و ملجا مطمئن و اميني به حساب مي آورند و در شأن لشگر اسلام نيست كه سربازان از ترس فرمانده هر يك در سوراخي بخزند و پنهان گردند .

      فراموش نمي كنم روزي را كه فرمانده گردان در آسايشگاه سربازان حضور يافت و از ايشان خواست تا هر سئوال و مشكلي دارند با وي مطرح سازند ولي هيچكداميك از 200 سربازي كه در آنجا حضور داشتند جرأت نكردند تايكي از صدها مشكل خود را با وي درميان گذارند .

     زيباترين و گوياترين تصويري كه مي توان از اخلاق فرماندهي لشگر اسلام ترسيم نمود تعبير بلندي است كه امير مؤمنان علي (ع) در نامه شماره 53 نهج البلاغه به مالك اشتر نخعي مي نويسد آنجا كه مي فرمايد :« اي مالك ! مهرباني با رعيت وزير دست را پوشش دل خويش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش . مبادا هرگز ، چونان حيوان شكاري باشي كه خوردن آنان را غنيمت داني . اگر گناهي از آنان سر مي زند يا علت هايي برآنان عارض ميشود يا خواسته و ناخواسته ، اشتباهي مرتكب مي گردند آنان را ببخشاي و برآنان آسان گير آن گونه كه دوست داري خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد . بر بخشش ديگران پشيمان مباش و از كيفر كردن شادي مكن .

     دركارهاي نظاميان و سربازان بگونه اي بينديش كه پدري مهربان درباره فرزندش  مي انديشد . همانا مهرباني تو نسبت به سربازان ، دل هايشان را به تو مي كشاند . اي مالك ، برترين روشني چشم فرماندهان و زمامداران ، آشكار شدن محبت مردم نسبت به ايشان مي باشد»

     آنچه گفته شد توصيف گوشه اي از روابط بين رئيس و مرئوس دريك محيط بسته نظامي بود ولي متأسفانه بايد اقرار نمود كه چنين شيوه هايي به رغم پيروزي انقلاب و حاكميت نظام اسلامي ، هنوز در كشورمان رخت برنبسته و در بيشتر ادارات و سازمان هاي ديگر نيز به اشكال مختلف ديگري تبلور يافته است . مطلبي كه براي نخستين بار طي مراسم ويژه اي كه جهت تكريم ايام دهه فجر در داخل گردان ترتيب يافته بود از طريق ارائه مقاله و نوشته اي به مبارزه با آن پرداخته و به كساني كه هنوز خوي ديكتاتوري و قلدرمآبانه ارتش رژيم منحوس پهلوي را از ياد نبرده بودند هشدار دادم و لي در پايان برنامه از اينكه فرماندهي گردان در جلسه حضور نداشت افسوس خوردم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط وحید کاظم زاده قاضی جهانی  |